قدیما به کسی که به پات میموند
میگفتن : وفادار
الان میگن : آویزون
نظرات شما عزیزان:
ahmad 

ساعت23:59---24 دی 1392
اویزونتم رفیق
باید بازیگر شوم ،
آرامش را بازی کنم …
باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …
باز باید مواظب اشک هایم باشم …
باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …
آرامش را بازی کنم …
باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم …
باز باید مواظب اشک هایم باشم …
باز همان تظاهر همیشگی : ” خوبم …
اَبـ ـر ، دود ِ سیگـ ـار ِ
مـَ ـردی ـستـ کـ ـه حـَ ـرفـ ـهایـَش
را مـ ـی ـخورَد
وَ بـَعـد فـوتــ مـ ـی ـکـُنـَد . . .
غَـ ـم کـ ـه زیــــاد بـاشـَ ـد ، بــاران مـ ـی ـبارَد .
مـَ ـردی ـستـ کـ ـه حـَ ـرفـ ـهایـَش
را مـ ـی ـخورَد
وَ بـَعـد فـوتــ مـ ـی ـکـُنـَد . . .
غَـ ـم کـ ـه زیــــاد بـاشـَ ـد ، بــاران مـ ـی ـبارَد .
+ نوشته شده در سه شنبه 24 دی 1392 ساعت 1:33 توسط ALI
|